خرید بک لینک

رویش نیوز- سرویس سیاسي: انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان در این دوره با عدم اقبال به اصولگرایی همراه بود به طوری که 30 نماینده تهران از لیست اصلاحات وارد مجلس شدند و در خبرگان نیز حضور افراد منتسب به این جریان چربش زیادی نسبت به جریان اصولگرایی داشت.

در همین راستا رویش نیوز از یادادشتهای موثرین و فعالین سیاسی و فرهنگی و همچنین مخاطبین خود استقبال کرده و در جهت بدست آمدن دیدی جامع نسبت به آنچه در انتخابات رخ داده است اقدام به انتشار یادداشت های مخاطین گرامی از هر سلیقه و تفکری خواهد کرد تا تضارب آراء شکل گرفته و دیدگاههای مختلف در این زمینه بیان شوند. مخاطبین عزیز می توانند یادداشت های خود را به نشانی آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید ارسال نمایند.

در ادامه یادداشت تحلیلی مهدي جليلوند، يكي از مخاطبين رویش نیوز را میخوانید:

با عرض معذرت خدمت همه اصولگرایان عزیز؛ سیلی خوردههای انقلاب، دلسوزها و در یک کلام بزرگترها!!

هرچند میدانم فرمایشات رهبر انقلاب نصبالعین همه ماست و شما پیشتر و بیشتر از ما عمق فرمایشات معظمله را متوجه میشوید؛ ولی از آن روی که به گمانم، گمان فرمودهاید مخاطب این قسمت از سخنان، برادران اصلاحطلب یا عزیزان زحمتکش دولت هستند و خود را از شمول آن مستثنی فرمودهاید؛ خواهشمند است این بخش از فرمایشات آقایمان را از نگاه یک مخاطب مطالعه فرمایید.

حضرت آقا در دیدار با برگزارکنندگان انتخابات فرمودند: «جریان مؤمن را، جریان انقلابی را، جوانان حزباللهی را متهم نکنید به تندروی، اینها همان کسانی هستند که با همه وجود، با همه اخلاص در میدان حاضرند. آنجایی هم که دفاع از مرزها لازم باشد، دفاع از هویت ملی لازم باشد، مسئله جان دادن و خون دادن مطرح باشد، همینها هستند که به میدان میآیند.»

این فرمایشات حضرت آقا را مقایسه بفرمایید با رفتار اصولگرایان شهرمان. منظورم همان دلسوزترها و سیلیخوردههای انقلاب است. چقدر میان این دستورات و عملکرد بزرگترهای اصولگرا همخوانی وجود دارد؟

ممکن است فرمایش بفرمایید که ما نیز به پیروی از دستور آقا، جوان مؤمن انقلابی را در تصمیمهای مهم به بازی گرفتهایم و در مجمع اصولگرايي، به جوانان نیز جایی درخور شأنشان اختصاص دادهایم. اما فارغ از صحت و سقم این فرمایش، اعتراضات و بیانیهها و سکوت اعتراضآمیز جوانان انقلابی، گواهی بر این است که بسیاری از آنان را که دانم و دانی یا به بازی نگرفتهاید یا به گونهای بازی دادهاید که تأثیر قابل توجهی نداشته باشند و در نتیجه فریاد اعتراضشان برآید.

ممکن است فرمایش بفرمایید برخی از این جوانان درک و در نتیجه تحلیل درستی از شرایط ندارند و این بزرگترها هستند که با تکیه بر تجارب، میتوانند در میدان سیاست، مصلحت را از مفسده تشخیص دهند. اما با عرض معذرت، این سخن شما با فرمایشات آقا، در همان دیدار فوقالذکر همخوانی ندارد. آنجا که فرمودند: «بنده با این جوانها، از دور و نزدیک انس دارم؛ خیلی اوقات هم عقلشان و فهمشان و هم تعقلشان از بعضی از بزرگترها خیلی بیشتر است. خوب میفهمند، خوب تحلیل میکنند، خوب مسائل را تشخیص میدهند و سینه چاک انقلابند؛ سینه چاک اسلامند.»

ممکن است فرمایش بفرمایید هرچند آقا فرمودهاند بیشتر اوقات جوانان عقلشان از بزرگترها خیلی بیشتر میرسد؛ ولی این جمله مطلق نیست. یعنی گاهی اوقات (در برابر بیشتر اوقات) بزرگترها بهتر میفهمند و مسئلهي انتخابات نیز از همان مواردی بود که جوانان، تحلیل درستی از خطرات مختلف داخلی و خارجی نداشتند و تندروی کردند.

فرمایشتان مانند همه فرمایشهای گذشته که فرمایش فرمودید؛ قبول!! اما جسارتاً میتوان پرسید دلیل این فرمایش چیست؟ چون آقا فرمودند: «یک عادتی هم در بعضی پیدا شده است که همینطور مدام تکرار میکنند: تندروها، تندروها؛ خوب بله! تندروی و کندروی؛ طرف افراط و تفریط؛ هر دو بد است. این معلوم است. اما [ اینکه] تندروی چیست؛ کندروی چیست؛ خط میانه کدام است؛ چیزهای خیلی واضح و روشنی نیست. تبیین لازم دارد.»

بزرگترها! میشود دلایلتان را فرمایش بفرمایید؟دلایل جوانانتان برای تندرو نبودن این است: با هدف وحدت اصولگرایان -که هدفی مقدس و مورد احترام هر اصولگرایی است که کوچکترین عقل سیاسی داشته باشد- مجمعی با دو ایراد مهم تشکیل شد: اولاً به بهانه عدم امکان وحدت با همه اصولگرایان، بسیاری از اصولگرایان سطح شهر که برخی پشتوانه آرای مردمی در شوراهای مختلف را با خود دارند به جمعتان دعوت نشدند. فرمایش نفرمایید که آنان را نمیشناسید و یا تلفنشان را جواب ندادهاند؛ چرا که هر کودک سیاسی در این شهر آنان را میشناسد و نیز طرق دیگری غیر از تماس تلفنی هم برای دعوت از آنان وجود دارد.

ثانیاً اگر قرار است مجمعی تشکیل شود، معیاری برای دعوت افراد لازم است. آیا میتوان پذیرفت فلان تشکل خارج رفته، که افراد اسمی و رسمیاش کمتر از انگشتان دست است و فعالیت سیاسیاش به صفر میل میکند؛ حق رأیی بیشتر از یک تشکل جوان کشوری داشته باشد؟ آیا منطقی است کرسیهایی با عنوان اعضای جلسه چند شنبه و ورزشکاران عضو استخر فلان روز و... در این مجمع تعریف شود. در یک کلام میشود منطق این مجمع را بفرمایید تا جوانان به عمق تندروی خود آگاه گردند؟

از ایرادات مجمع که بگذریم؛ چرا اجازه نفرمودید کاندیداهایی که از طرف جوانان معرفی شدهاند، که برخی تجربه معاونت اولی و وزارت را در کارنامه داشتند؛ با همان سیستم خودتان مورد بررسی قرار گیرند؟ آیا در برابر این همه قیممآبی، راهی غیر از خروج همراه با سکوت و احترام به بزرگترها، برای جوانان باز گذاشتهاید؟

ظریفی میگفت: بزرگترین عذاب دوران کودکی این بود که نخواهند بازیات بدهند و برای اینکه دهن تو و دیگران را ببندند؛ بگویند: تو هم نخودی باش. رفتاری که قدرت تخریبش از بمب هیروشیما نیز بیشتر است.

بزرگترها؛ دلسوزها؛ سیلی خوردهها؛ خواسته یا ناخواسته، جوانان را نخودی فرض فرموده اید!!!

- - , .

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت: 13:40

صفحه بندی