مطلقه بودن فقیه در فقه در مقابل محدّده است نه در مقابل مقيّده یعنی مقید به چارچوب دین است ولی در چارچوب دین کاملا حق دارد./ در میان تمام فقهای شیعه از امثال شیخ مفید و شیخ صدوق تا به امروز همه ولایت فقیه را قبول دارند
به گزارش رویش نیوز، دومین همایش بزرگ «ولایت فقیه، مبانی، تاریخچه و شبهات» به همت مجمع فرهنگی تحقیقاتی بینش مطهر اصفهان با تدریس دکترعلی غلامی رئیسدانشکده حقوق دانشگاه امام صادق علیه السلام در محل تالار شهروند اصفهان برگزار گردید.در این همایش که سالانه یک بار و در طی یکروز و در قالب چهار کارگاه آموزشی توسط مجمع بینش مطهر برگزار می گردد، پیرامون مبانی، تاریخچه و شبهات ولایت فقیه بحث و تبادل نظر می شود و به آخرین شبهات و ابهامات پیش آمده در خصوص جایگاه ولایت فقیه پاسخ داده می شود.
در طی این همایش آموزشی یک روزه که با حضور بیش از 300 نفر از دانشجویان، طلّاب و جوانان برگزار شد دکتر غلامی ابتدا به بیان مبانی و تعاریف مفهوم ولایتفقیه و دلایل نقلی و عقلی اثبات کنندهی آن پرداخته و در ادامه سیر تاریخی مفهوم ولایت و ولایت فقیه و چگونگی شکل گیری آن از صدر اسلام تا زمان انقلاب اسلامی ایرانرا بیان نمودند.
لازم به ذکر است پاسخ به شبهات اصلی و رایج مبحث ولایت فقیه از جمله مطلقه بودن ولایت فقیه، بحث مجلس خبرگان، شورای نگهبان و تایید رهبری، سکونحکومت ها در زمان غیبت امام زمان و ... نیز از مباحث اصلی این همایش بود
.
دکتر غلامی در کارگاه اول این همایش افزود:انسان به ذات مدنی بالطبع است و به خاطر این مسئله، در جامعه برای اجرای قانون حکومت نیاز است، که در این حالت یا باید ولایت طاغوت را بپذیریم و یا باید حکومت خدا را بپذیریم وحالت سومی وجود ندارد. درحکومت طاغوت دیکتاتوری و دموکراسی و سلطنت داریم و در حکومت خدا ابتدا پیامبر و بعد امام معصوم است که یا شخصاً کسی را نصب میکنند مانند مالکاشتر و یا عمومی است که مصداق آن فقها میشوند.و این یک اصل است که حاکمیت فقط مخصوص خداوند است ولی شخصاً حکومت نمی کند و واگذار می کند به رسول و امام و آیات زیر گواه بر این مدعاست :
سورة مباركة بقره، آية شريفة 124: و اذا ابتلي ابراهيم ربه....، سورة مباركة ص، آية شريفة 26: يا داود انا جعلناك خليفه....، سورة مباركة نساء، آية شريفة 105: انا انزلنا اليك الكتاب....، سورة مباركة احزاب، آية شريفة 6: النبي اولي بالمومنين من...، سورة مباركة نساء، آية شريفة 65: فلا و ربك لا يومنون حتي..، سورة مباركة احزاب، آية شريفة 36: و ما كان لمومن و لا....، سورة مباركة مائده، آية شريفة 55: انما وليكم الله و رسوله....، سورة مباركة نساء، آية شريفة 59: اطيعوا الله و اطيعوا الرسول
رئیس دانشکده حقوق دانشگاه امام اصدق(ع) افزود: حال بعد از پیامبر و امامان و در زمان غیبت تکلیف چیست؟ در یک حالت می توان گفت ما امام نداریم و بلاتکلیف مانده ایم و جواب دیگر این است که برسیم به ولایت فقیه.دلایل عقلی نیاز به ولی فقیه در زمان غیبت عبارت است از :1- نياز جامعه اسلامي به حکومت مثل ساير جوامع (تاکيد بر وحدت) 2- عموميت قاعدة لطف و سريان آن در همه زمانها که خداوند باید همه را هدایت کند یا از طریق ارسال پیامبر یا باید پیام پیامبر به آنها برسد که در زمان فعلی راه رسیدن آن فقها هستند. 3- ادعاي اسلام در پاسخگويي به همه نيازها تا قيامت که دیگر هیچ دینی وجود ندارد و در زندگی اجتماعی ما به مسائلی می رسیم که باید از مراجع بپرسیم ولی اگر اختلاف شد باید چه کرد؟ خصوصا در مسایل اجتماعی، قطعاً پاسخ رجوع به ولی فقیه عادل می باشد.

4- عدم امکان اجراي احکام اسلامي بدون وجود حکومت که یا احکام فردی است یا اجتماعی که نیاز به متولی دارد.
5- تعيين فقيه در زمان و توسط خود اهلبيت (عليهمالسلام)، نمونه آن مالک اشتر است که برای حکومت می رود و مالک فرماندار امیرالمومنین است که با کلیتی که حضرتعلی داده اند باید حکومت کند و ولایت کند و الان هم به همین صورت است که با کلیاتی که اهلبیت گفته اند باید اداره شود.6- خواست حكومت + خواست دين مساوی است با ولايت فقيه که در این صورت هیچ الگوی دیگری تا به حال معرفی نشده است به غیر از ولایت فقیه.7- جانشيني شبيهترين فرد به امام معصوم (عليهالسلام) از نظر فقاهت، تقوی، کارایی
دکتر علی غلامی در ادامه پیرامون دلایل نقلی ضرورت ولایت فقیه افزود: اهم دلایل نقلی را می توان در این عناوین خلاصه نمود :
- ينظران الى من كان منكم ممن قد رَوى حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكما، فاني قد جعلته عليكم حاكما، فاذا حكم بحكمنا فلم يُقبل منه، فانما استخف بحكم الله و علينا رُد، و الراد علينا الراد على الله، و هو على حد الشرك بالله
- اللهم ارحم خلفائي...الذين ياتون من بعدي و يروون عني حديثي و سنتي فيعلمونها الناس من بعدي
- منزله الفقيه في هذا الوقت كمنزله الانبياء في بني اسرائيل
- ...لان المومنين الفقهاء حصون الاسلام كحصن سور المدينه لها
- الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا...
- العلماء حكام علي الناس
- مجاري الامور و الاحكام علي ايدي العلماء بالله و الامناء علي حلاله و حرامه
- و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم
امام صادق علیه السلام می فرمایند اگر در حکوکتی طاغوت باشد و حقی را بدهد کسی نمی تواند آن حق را بگیرد چون طاغوت داده است و گرفتن آن حرام است.
در میان تمام فقهای شیعه از امثال شیخ مفید و شیخ صدوق تا به امروز همه ولایت فقیه را قبول دارند و تنها تفاوت آنها در دایره اختیارات ولی است که عده ای در حد حکومت نمی دانند و عده ای معتقدند باید حکومت کند که امام خمینی در کتاب ولایت فقیه بیان می کند که اگر قرار باشد حکومتی تشکیل شود آیا کسی غیر از ولی فقیه را می توان برای حکومت لایق دانست.
آیت الله خویی می فرمایند : من برای ولایت فقیه به دلیل نقلی نرسیدم، ولی اگر کسی اقامه ولایت کرد و از احادیث، ولایت فقیه را بیرون آورد کسی حق مخالفت با آن را ندارد و حرام است.در قسمت اول ما معتقدیم در دین همه ی جوانب را بیان نموده است از جمله سیاست که برای جدا نبودن دین از سیاست کافی است به پیامبر نگاه کنیم.
در ادامه دکتر علی غلامی در پاسخ به شبهات موجود در خصوص بحث ولایت فقیه خاطرنشان کرد: در پاسخ به شبهة مطلقهبودن ولايت فقيه به پنج نکته می توان اشاره کرد:ابتدا این که مطلقه بودن به چه معناست؟ اشتراك لفظي مطلقه در فقه و علوم سياسي.

در علوم سیاسی یعنی هرچه حاکم بگوید همان است بدون هیچ ضابطه ای ولی در فقه چارچوبی داریم که در آن فقیه اختیاراتش مطلقه است و خارج از آن حقی ندارد.دوم مغالطة دوگانه بودن نوع حكومت که حکومت ناشی از اراده فرد است که می شود دیکتاتوری و یا ناشی از اراده ملت باشد که می شود دموکراسی. پس در مطلقه بودن دیکتاتوری است چون ناشی از اراده فرد است در صورتی که حالت سومی وجود دارد و آن ناشی از اراده خدا بودن است.مطلقه بودن فقیه در فقه در مقابل محدّده است نه در مقابل مقيّده یعنی مقید به چارچوب دین است ولی در چارچوب دین کاملا حق دارد.امام گفته اند :«ولايت فقيه همان ولايت رسولالله است.» ولی نگفته ولی فقیه همان رسول الله است بلکه ولایتش همان ولایت است.ولی فقیه حقی را که پیامبر در مورد حکومت دارد را دارا می باشد ولی اختیارات نبوت را ندارد و باید همه ی اختیارات حاکمیت جامعه را دارا باشد وگرنه حکومت روی پای خود بند نمی شود.بنابراین ولایت فقیه یعنی ولی فقیه همان اختیارات حکومتی پیغمبر و امام معصوم را در چارچوب مصالح اسلام دارد.
شبهه بعدی شبهه شبهة دور(رهبري، شوراي نگهبان و مجلس خبرگان) یعنی افراد شورای نگهبان غیرمستقیم منصوب رهبری هستند که صلاحیت مجلس خبرگان را تعیین می کند وخبرگان رهبری را تایید میکنند.
دور در فلسفه باطل است نه در همه جا می گویند دور باطل است و این جا بحث فلسفی نیست بلکه اجتماعی است ولی اینکه سوء استفاده نشود را باید توضیح داد.
مشروعيت فقيه از خدا و طولي است؛ نه از مردم و عرضي باید بدانیم مردم با رای دادن به رهبری مقبولیت می دهند و نه مشروعیت مانند امام علی علیه السلام که امام بودند 25 سال ولیمردم سراغشون نرفته اند.
و هم اکنون هم در همه نظام ها و انقلاب ها و هر سيستم حكومتي در ابتداي راه دچار چنين دوري هست و هیچ نظامی از این شبهه استثنا نیست و تفکيک به معناي قطع ارتباط نيست ودر قوای سه گانه ها دستشان زیر تیغ یکدیگراست که در همه ی نظام های سیاسی هم به همین گونه است.
در تعیین رهبری که از وظایف شورای نگهبان است هیچ دوری اتفاق نیافتاده است یعنی امام که آمدند مردم امام را به عنوان امام معرفی کردند و شناختند و امام شورای نگهبان را گذاشت و ازشورای نگهبان خبرگان در آمد که البته در انتخاب خبرگان اولی شورای نگهبان نقشی نداشته و خبرگان رهبری را انتخاب کردند و آقا شورای نگهبان را و شورای نگهبان خبرگان را تعیین کرد وخبرگان رهبر بعدی را انتخاب می کنند و این دور نمی شود. پس دور در تعیین اتفاق نمی افتد.
اما در نظارت ممکنه است شبهه ایجاد شود و این نکته را بگویم که شورای نگهبان که صلاحیت خبرگان را تعیین می کند باید در اون موقع مراجع باید تایید می کردند کسی را که بخواهد درخبرگان باشد. بعد که خبرگان سرکار امد چون نظارتشون داخلی است قوانین را تعیین کردند و شورای نگهبان مسئول تعیین صلاحیت ها شد و واگذاري بررسي صلاحيت توسط خود مجلسخبرگان به شوراي نگهبان داده شد و این مسئله را می تواند مجلس خبرگان در دوره بعدی عوض کند چون در قانون اساسی نیست.در اینجا شبهه در واقع ناظر به تباني ناشي از دور است هیچ نسخه ای وجود ندارد که بتوان در ان امکان تبانی را صفر کرد و امکان ندارد.
باید بدانیم در هر نظام سياسي يک نفر حرف آخر را مي زند و اين يک امر ناگزير است و ربطی به نظام اسلامی ندارد و در قوانین آمریکا هم حرف آخر را رئیس جمهور می زند. در روسیه همرئیس جمهور طبق قانون اساسی کشور حرف آخر را می زند و در فرانسه مثل ما شورای نگهبان وجود دارد و شورای نگهبان را رئیس جمهور تعیین میکند و در انگلستان شورایی است به نام شورایخصوصی که شامل ملکه و نخست وزیر و 400 نفر دیگر هستند که تماما توسط ملکه تعیین میشود و اگر در مسئله ای ورود نماید همه باید اطاعت کنند.
در هیچ سیستم و نظام سیاسی در جهان نظام کنترلكنندة گويندة حرف آخر به اندازه ايران از جهت سختگيري وجود ندارد که شامل عدالت دروني و بيروني + عدالت فردي واجتماعي اعضا است.
و اما برخي مصاديق استفاده از حق حرف آخر توسط ولي فقيه امام در مسئله معاون وزیر خارجه امریکا که برای مذاکره امده بود که گروگان های آمریکا آزاد شوند و به جای آن موشک بگیرندکه مجلس قصد سوال داشت از وزیر خارجه ولی امام گفتند الان صلاح نیست که سوال بکنند. نمونه دوم نخست وزیری آقای موسوی بود که در 4 سال دوم آقا موافق آقای موسوی نبودند ولی امامدستور دادند الان به صلاح نیست اختلاف و اقا انجام دادند. نمونه سوم شورای تشخیص مصلحت نظام که قرار بود مصوبات مجلس بیاید در شورای نگهبان و اگر شورای نگهبان تایید نمی کردبرمیگشت مجلس و اگر مجلس نمی پذیرفت مسئله قفل می شد. سال 66 امام شورای تشخیص مصلحت نظام را راه اندازی کردند که هیچ کدام منافع شخصی و خانوادگی امام نبود.
در مورد آقا یک آقای کرباسچی بازداشت شد بر اساس قانون کیفری اگر قاضی حکم بازداشت می داد رئیس قوه قضائیه هم حق تغییر نداشت. اقای رفسنجانی طرفدار کرباسچی بود اقای یزدیرئیس قوه قضائیه مخالف کرباسچی بود و آقای ناطق نوری به آقای یزدی مایل بود و آقای خاتمی به اقای هاشمی یعنی همه قوا مخالف شدند که اقا وارد شدند که بازداشت به قرار وسیقه تبدیلبشه و مسئله حل شود. دوم سال 78 انتخابات مجلس ششم برگزار شد بعد انتخابات شکایت هایی شد مثلا حدادعادل که رای او صفر شد و تخلفاتی بود که تا اردیبهشت درگیر شمارش ارا بودند
در این فضا اقای خاتمی گفتند مردم می خواند مجلس شروع به کار کند و شورای نگهبان گفت نمیتوان صحت انتخابات را تایید نمود. اقا فرموندند ارا را اعلام کنید تا همین جا و مجلس تشکیلشود. نمونه سوم ریاست جمهوری سال 84 بود که معین و مهرعلیزاده تایید نشدند و اقا دستور دادند که تایید شوند. چهارم معاون اول شدن مشایی بود که اقا گفتند عوض شود و پنجم سال 90
بود رئیس جمهور آقای مصلحی را عوض کرد و آقا گفتند برگردد. معروف ترین حکم آقا قانون مطبوعات سال 79 بود که فضای خیلی خاصی شده بود.
شبهه بعدی شبهة رفراندوم و ضرورت نظرسنجي مجدد از مردم که قبلا پدران ما یک مسئله ای را تایید کردند ولی ما الان مشکل داریم.
سوالی که پیش می آید این است که کي بايد رفراندوم برگزار کرد؟ که زمان ندارد و لازم است مردم بخواهند حالا مردم چه افرادی هستند یعنی چندنفر بیایند می شوند مردم چون مظلوم ترینگروه مردم اند در جمهوری اسلامی، این طرف می گویند مردم این را می گویند و آنها می گویند مردم این را می گویند مردم هم این وسط می گویند ما نه این را می گوییم نه آن را.
هیچ حکومتی تا به حال نگفته بیایید مشروعیت من را ثابت کنید و سوال حكومت در مورد اصل خود غيرمعقول و بيسابقه است. در کشور ما سازوکار رفراندوم در قانون اساسي هست ودوبار برگزاري رفراندوم در سالهاي 1358 و 1368درباره قانون اساسی را داشته ایم.
در کشورما مرتب رفراندوم برگزار می شود که جملة آقا: شرکت در انتخابات راي به اصل نظام است. که البتا جدیدا می گویند انان که مخالف هستند هم رای بدهند که این صرفا اتمام حجتاست. تا کنون بیش از 30 انتخابات داشته ایم که در هر انتخابات بین 65 تا 75 درصد شرکت نموده اند. البته بحثی که هست این است که این 25 تا 35 درصد مخالف اند چه می شوند ولی درعلم سیاست افراد ممتنع محافظه کارند و افراد محافظه کار طرفدار وضع موجودند.
اصلا ممکن است دروغ باشد و این ایراد را وارد میکنند ولی باید ببینیم افرادی که این انتخابات را برگزار کرده اند افرادی در خارج کشورند و عده ای زندانند و ... و افراد اپوزوسیون که به نفع نظامدروغ نمی گویند. مسئله بعدی این است که می گویند می آییم انتخاب کنیم که نظام را براندازی نماید ولی این فرد مفهوم را نفهمیده و حوزه مسئولیت ها برایش جا نیافتاده است.
شبهة تعيين توسط خبرگان و توقيتي نبودن که چرا توسط خود مردم انتخاب نمی شود. راه های تعیین ولی فقیه چند راه است که 1- توسط ولي فقيه قبلي که همان دیکتاتوری می شود ویا ولی فقیه متهم می شود به پارتی بازی. 2- با راي مستقيم مردم که مردم از ویژگی های لازم برای ولی فقیه آگاهی ندارند و در انتخاب خبرگان دچار مشکل می شوند و در این صورتکاندیداهای رهبری باید وارد مذاکره شود ولی کسی که در مناظرات خورده دیگه کسی تحویلش نمی گیرد. 3- با راي خبرگان منتخب مردم که یعنی افراد اماده و جنس شناس که جای جناحبندی و این بچه بازی ها نیست.
شبهه بعدی توقيت در رهبري است که اصلا مادام العمر نیست و لحظه به لحظه است یعنی تا زمانی که از عدالت عدول نکرده باشد. فرق جايگاه رهبري با ساير نهادها این است که نمیتوانهی انتقاد کرد و بد و بیراه گفت چون قداست جایگاه باید حفظ شود و یعنی جایگاه را نباید زد. حواسمون نیست که این شاخه ای که داریم می بریم را خودمان روی آن نشسته ایم و این شوراینگهبان را که می زنیم بعد می خواهد کار کند و در طولانی مدت به نفع نظام نیست.
شبهه بعد شبهة ابداع ولايت فقيه توسط حضرت امام(ره) با مقاصد خاص که مثلا بتوانیم بمانیم و اینکه می گویند از خودش درآورده باید بگوییم وجود ولايت فقيه در زمانمعصومين(عليهمالسلام) هم بوده است هم در قول و هم در فعل معصوم مسئله دوم در بین فقهای گذشته است. که وجوه مختلفی دارد :
وضوح: شيخ مفيد(4و5)، ابن فهد حلي(9)، بروجردي(14)
اجراي حدود: طوسي(5)، سلار(5)، علامةحلي(8)، شهيد اول(8)، خويي(14)
نيابت: شهيد ثاني(10)، مقدس اردبيلي(10)، شيخ انصاري(13)، بحرالعلوم(14)
اطلاق: محقق كركي(10)، ملا احمد نراقي(13)، صاحب جواهر(13)، امام(14)
ضرورت و بداهت: حسيني عاملي(13)، صاحب جواهر(13)، امام(14)
یعنی از قرن چهارم بعد از غیبت بحث ولایت فقیه بوده است و امام هم در سال 1324 با کتاب کشف الاسرار بحث ولایت فقیه را مطرح کرده اند.
شبهه بعدی شبهة احاديث دال بر سكوت در عصر غيبت(ضلالت قيام قبل از ظهور) که تا قبل از ظهور امام زمان کسی حق قیام ندارد و تا قبل از ان کسی پرچم بلند کند ان پرچم، پرچم
ضلالت است که گروهی هم هستند که امام و رهبری را برنمی تابند.
چند نکته برای این افراد که ولی فقیه را به کل منکرند :
عموميت آيات و روايات دال بر وجوب امر و نهي ما ایاتی داریم که ویژگی مومنین این است که قدرت بگیرند در مقابل ظلم می ایستند و امر و نهی می کنند وقتی ما حاکم ظالمی را می بینیم و سکوت می کنیم و می گوییم منتظریم امام زمان ظهور کنند پس این آیات چه می شود.
دوران امام صادق و امام باقر(علیهاسلام) دوره تغییر حکومت بنی امیه و بنی عباس بود و این دوره، دوره ازدياد مدعيان منجي آخرالزمان بود در آن برهه (مثال: محمد نفس زكيه) و این روایات مربوط به آن زمان است. در سال 122 زید بن علی قیام می کند و امام صادق می فرمایند: جانم فدای زید که اگرپیروز می شد حکومت را به ما میداد پس چطور باهم جور در می آید؟! .
روایاتی که اهلبیت گفته اند را دو نفر خوب کار کرده اند یکی آیت الله مومن و یکی آیت الله منتظری و دلالت روایات بر عدم تبعيت از هر كس و در هر زمان است. مسئله بعدی فقدان مقدمات لازم جهت پيروزي قيامهاي شيعيان در ان زمان هم بسیار مهم بوده و همچنین شان صدور اغلب روايات ناظر به سائل است و حضور جاسوسان و ضرورت تقيه توسط اهلبيت(عليهمالسلام) هم بسیار در روایات موثر است. ضمنا رواياتی دال بر اهتمام خود اهلبيت(عليهمالسلام) به قيام داریم.
روايت امام باقر (عليهالسلام) در توضيح عَلَم ضلالت توضیح دارد که اگر فرد به خود دعوت کرد پرچمش گمراهی است و اگر به ما دعوت کرد که اینجور نیست و معمولا قسمت دوم روایت را هم نمی خوانند. شبهه بعدی شبهة عدم توجه به جايگاه مردم در حكومت ديني است باید بدانیم تقسيمبندي دوگانة ديكتاتوري و دمكراتيك اشتباه است و توضیح دادیم که ما حکومت فرد بر فرد مطلق را قبول نداریم. همچنین تقسيمبندي دوگانة مردم به موافق و مخالف هم اشتباه است.

همچنین :
لازم به ذکر است علاقه مندان جهت دریافت صوت و فیلم این برنامه می توانند به پایگاه اطلاع رسانی مجمع بینش مطهر اصفهان به نشانی bineshmotahar.ir مراجعه نمایند.
- - , .
برچسب:
نویسنده: دانلودی