رویش نیوز- پرونده ویژه انتخابات مجلس دهم: مصاحبههای انتخاباتی رویشنیوز از شنبه سوم بهمن منتشر شده بود که با توجه به شکایت برخی نامزدها و شائبه تبلیغاتی بودن این مصاحبهها و تذکر فرمانداری در پنجم بهمن ماه این مصاحبهها از صفحه سایت حذف شد؛ حال با توجه به شروع زمان رسمی تبلیغات انتخاباتی از امروز مصاحبههای انتخاباتی نامزدهای مجلس دهم را در سایت درج می شود. البته پیشاپیش از مخاطبان عزیز رویش نیوز به خاطر ترافیکی که در انتشار مصاحبه ها با آن مواجه خواهند شد عذرخواهی می کنیم. امید است که این مصاحبه ها باعث افزایش مشارکت در انتخابات و انتخاب افرارد اصلح برای ورود به مجلس باشد.
دکتر سید احمد نواب مدیر عامل سابق هلال احمر اصفهان است، وی از موسسین جامعه اسلامی در استان اصفهان است، همچنین عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران استان می باشد.
آنچه در ادامه می خوانید پانزدهمین مصاحبه انتخاباتی رویش نیوز با دکتر سید احمد نواب کاندیدای انتخابات مجلس دهم می باشد:
_لطفاً خلاصهای از سوابق خود برایمان بفرمایید.
*** سید احمد نواب هستم، متولد سال 1348، راهنمایی بودم که فعالیتهای اجتماعی خودم را آغاز کردم و در دوران دبیرستان به اصفهان آمدیم. در زمان دفاع مقدس یک سال کردستان بودم و کار فرهنگی نظامی انجام میدادم در گردان یازهرا، لشکر امام حسین (ع) در کنار شهید تورجی زاده حضورداشتهام. تا پایان جنگ در جبههها حضور داشتم، قطعنامه که امضا شده برگشتم، وارد دانشگاه شدم تا درس را ادامه دهم. در دانشگاه جز هیئت مؤسس جامعه اسلامی دانشجویان به اتفاق برخی از دوستان بودم و جامعه اسلامی دانشجویان استان اصفهان را پایه گذاری کردیم. عضو مؤسس هیئت رزمندگان در سال 64 در جبهه بودم. و از آن روز به بعد در شورای مشورتی و به هر نحوی در هیئت رزمندگان کارکردهام. بسیج مسجد الامام را تأسیس کردم و 10 سال فرمانده پایگاه بودم. محفل راهیان نور در مسجد الامام را تأسیس کردم و حدود 10 سال دبیر آن بودم. عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران استان و کلاً در دنیا غرق بودیم. پس از فارغالتحصیل شدنم در هلال احمر اصفهان مسئول آموزش امداد و نجات یک سال بودم. بعد در تهران مسئول امداد و نجات استان تهران که مسئولیت نماز عید فطر، نماز جمعهها،راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس و بیت آقا بر عهده من بود. این هم سه سال طول کشید. بعد از آن معاون فرهنگی جمعیت هلال احمر شدم تا این که به توصیه دوستان مدیر عامل هلال احمر استان اصفهان شدم. 5 سال دقیقاً از سوم خرداد 1385 تا سوم خرداد 1390 در هلال احمر بودم. من ماجرای پیچیدهای در هلال احمر پیدا کردم. در این فاصله یک سفر به غزه داشتیم که فرماندهی کشتی اعزامی به غزه را داشتم، در این ایام اورژانس مکه و مدینه را راه اندازی کردم. از سال 90 هم مشاور ریاست دانشگاه علوم پزشکی و همزمان مدیرعامل بنیاد المهدی تا کنون بودهام. رییس هیئت امنای بنیاد المهدی آیتالله ناصری هستند، رییس هیئت مدیره هم حضرت آیتالله مهدوی هستند. به همت آیتالله مهدوی تشکیل شده است و از خیرین در جهت کمک به مراکز فرهنگی کمک میگیرد. سال 90 یک تغییرات اساسی دادهایم، اساسنامه را عوض کردیم، هیئت امنا را ترمیم کردیم و این موسسه در 5 محور کار میکند. یکی موسسه صاحب الامر(کمک به مراکز فرهنگی) که بالغ بر 1400 نفر است و در استانهای اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کردستان، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی در حال فعالیت هستیم. بالغ بر 7000 مشترک داریم که ماهیانه به بنیاد کمک میکنند. منابع درآمدی همین است اخیراً هم یک موسسه اقتصادی تشکیل دادهایم. مؤسسات دیگری هم داریم، موسسه چاپ و آموزش و پژوهش، موسسه نور المهدی (فضای مجازی)، موسسه بشارت عصر معنوی (تولید نرمافزارهای چندرسانهای)، موسسه نسیم رحمت در زیر چتر این مجموعه کار میکنند.
-چه شد که برای مجلس ثبتنام کردید:
*** یک عده احساس تکلیف میکنند، از این باب که احساس میکنند شایستگی حضور در مجلس دارند و مُتُعَیِّن در آنها شده است. من در خودم تَعَیُّن ندیدم که احساس کردم من نباشم اسلام در خطر است. ما حصل تجربه فعالیت 30 ساله است این فرصت تجربه کسب کردن را به من داد. با توجه به این که چندین بار در فضای کاری خودم به چالش خوردم و قدرت نمایندگی را دیدم، احساس کردم که وارد میدان بشوم. ابتدا مشورت گرفتم و اکثر این افراد موافق حضور بنده بودند. به چند دلیل. یکی به خاطر روحیه جسورانهای که سراغ داشتند توصیه کردند که میتوانی وارد این عرصه بشوی. به همین خاطر وارد میدان شدم و با توجه به این که خیلی دشمن داشتم من را مصمم کرد که وجودم منافع برخی افراد را به خطر میاندازد.
-در همین فضا درباره دوره گذشته و اتفاقی که پیرامون تائید صلاحیت شما افتاد برایمان توضیح بدهید.
*** در یک جمعی فردی سخنرانی میکرد و به من کنایه زد که میشود مدیریت کرد ولی کسی را نرنجانید. میشد مدیریت کرد و همه را از خودتان راضی نگهدارید. من بلافاصله این جمله به ذهنم رسید که ایکاش شما هم در زمان امیرالمؤمنین بودید و به حضرت هم این نحوه مدیریت را یاد میدادید. مگر میشود طوری مدیریت کرد و دشمن نداشته باشید. مگر میشود حق و ناحق را از هم جدا کرد ولی دشمن نتراشید؟ مگر میشود منافع افرادی را به خطر بیاندازید ولی دشمن نداشته باشید. اگر کسی مدیریت کرده است و دشمن ندارد یا حق و باطل را مخلوط کرده است، یا در مقابل باطل نایستاده است و یا این که آسیابش همه چیز را خرد میکند. شما در یک مجموعه غیر اداری غیر دولتی یعنی سایت رویش نیوز هستید و در آن اخبار را درج میکنید. مگر میشود برخی اخبار شما به بعضی افراد برنخورد. مگر این که خبرهایی بدهید که همه را خوش آید. 5 معاون شما دارید و باید به حق انتخاب کنید. یک مثال جزیی بزنم. یکی از دوستان دوران جنگ که 25 سال عمر داشت و بچههای جنگ را که میدانید به هم عشق میورزند. این دوست صمیمیام را به هلال احمر آوردم. یک خطا کرد که خطای بزرگی هم بود. من نگذشتم. دوست دیرینه دشمن من شد و همین الآن هم هرجایی باشد علیه من حرف میزند. یک مأموریت سنگین به او محول کردم و توصیههایی هم به او کردم، خلاف دستورم عمل کرد و اتفاق بدی افتاد و مسئولی که من فرستاده بودم بر سر کار نبود. باید برخورد میکردم، میتوانستم هم این دوستی را حفظ کنم. من کسی را به توصیه یکی از دوستان استخدام کردم بعد دیدم مشکل مواد مخدر دارد، حذفش کردم. من مدیریت منافقانه را حفظم، میزم را شلوغ کنم، زیر همه نامهها پاراف بزنم مذاکره شود، پیگیری شود، با فلانی چگونه حرف بزنم، موارد را تائید کنم تا معاونم رد کند و ... میتوانم اینگونه عمل کنم، میتوانم وقتی نماینده و فرماندار فشار میآورند که رییس فلان شعبه را عوض کن امر آنها را انجام دهم اما از مدیرم دفاع کردم یک نماینده و فرماندار را با خودم دشمن کردم ولی از مدیرم دفاع کردم. همه اینها جز به جز اتفاق افتاده است. اما الآن خوشحالم که بر بند بند پرونده 5 سالهام ادعا دارم.دشمنیها کار دست آدم میدهد.
یک فردی بود که هر جا او را میگذاشتیم دزدی میکرد و کمِ کار میگذاشت. برداشتمش، همه کاری علیه من کرد و اگر یادتان باشد دوره گذشته در انتخابات مجلس در بنرهایی که مربوط به تصاویر کاندیداهای مجلس بود همین فرد تصاویر من را یک به یک از این بنرها بریده بود. با توجه به این که تمام میادین اصفهان دوربین دارد چرا اقدامی علیه این فرد نشد، چون بر اموال دولتی جسارت شده بود. الآن هم سر کار برگشته است و در یکی از شهرستانهای اطراف اصفهان در هلال احمر مشغول به کار است. نمیشد این فرد را شناسایی کرد در حالی که خودش هم علناً میگوید من این کار را کردهام.
یک توطئه سازماندهی اتفاق میافتد چون دوره آخر من درگیر شدم با فردی به نام آقای مشایی. آقای سید ابوالحسن فقیه رییس هلال احمر کشور شد و گفت من از شما حمایت میکنم به شرطها و شروطها، آن هم این که سیاسی نشو گفتم من سیاسی هستم، گفت در هلال احمر نه گفتم چَشم. در یک جلسهای در تربیت مربی هلال احمر پیرامون آفات زمان غیبت صحبت میکردم بحث درباره مکاتب شد و به مکتب ایرانی که رسیدم گفتم که مکتب ایرانی خندهدار است چون مکتب بر اساس ایدئولوژیک است نه مرزهای جغرافیایی. تعریض من خیلی سنگین بود و به من گفتند پایت را آنطرف خط گذاشتهای. آقای فقیه یار صمیمی آقای مشایی بود. به آقای احمدینژاد نباید ربط داد. سر همین قضایا از هلال احمر کنار رفتیم. از همانجا پروندهسازی علیه من شروع شد.
17 بهمن سال 91 بنده محکوم به انفصال سه ساله از خدمات دولتی میشوم. به این خاطر که رییسجمهور آمده بود در استان، دستور ساخت سالن ورزشی در همه شهرستانها را داده بود به خوانسار که رسیدند دیدند زمین مسطح وجود ندارد. هلال احمر یک زمین خاکی آن جا داشت، به من زنگ زدند که این زمین را بدهید گفتم نه میخواهیم. گفتند این 6000 متر را بدهید 10000 متر در جای بهتری میدهیم. مخالفت کردم. آخر کار گفت اختیار این زمین با کیست رییسجمهور مملکت میخواهد گفتم اختیار زمین با رییس جمعیت است، آقای دکتر سید مسعود خاتمی که خودش هم خوانساری بود. آقای بختیاری جلوی رییسجمهور زنگ میزند آقای خاتمی و موافقت ایشان را میگیرد. من محکوم شدم که چرا زمین هلال احمر را دادید رفت. آقای بختیاری شهادت داده است که من این کار را کردهام. در حالی که رییسجمهور دستور داده است، استاندار اقدام کرده و رییس جمعیت هم موافقت کرده است. من محکوم شدم که چرا شکایت نکردم من کتباً اعتراض کردم. 17 بهمن 91 این حکم میخورد، 17 اردیبهشت 92 به من تحویل دادند، زمانی که ثبتنام انتخابات بود. به دیوان عدالت شکایت کردم ولی دیگر فرصت گذشته بود و جالب است که در نهایت من تبرئه شدم. جالب اینجا است که سه سال انفصال به تبرئه کشید نه به تخفیف. کجای مملکت قانون از که سه ماه بعد از صدور حکم ابلاغ شود و من هم بعد از آن تبرئه شوم؟ بله دشمن دارم.
سالنهای ورزشی را دیدهاید که چقدر سقف آن بلند است. یک سالن ورزشی در جاده مرق از کمکهای مردمی برای زلزلهزدگان بم تا سقف پرشده بود از اجناس مختلف. در حدود 700 کامیون جنس بود. از زلزله بم هم گذشته بود. یک دفعه یک بخشنامه از تهران فاکس شده بود که اینها را به مزایده بگذارید و بفروشید. با فکسی که آمده بود خریدار پشت در اتاق من بود؟ به ما گفت کیلویی 200 تومان میخرم، کل سالن میشد 10 میلیون تومان در حالی که بیش از 300 میلیون تومان جنس داخل آن بود. خیلی از استانها این کار را کرده بودند و این آقا آنها را خریده بود. یک تیمی گذاشتم یک وانت از این اجناس حدود 5 میلیون قیمت داشت. از تهران همفشار که بفروشید مشتریاش هم که هست. به شجاعت میگویم این کار را نکردم. اجازه شرعیاش را از نماینده حضرت آقا گرفتم، با چند خیر صحبت کردم 10 میلیون از آنها گرفتم و به حساب سازمان واریز کردم، به بچههای فریدن، سمیرم، خور و بیابانک و ... گفتم بیایید سوا کنید. 84 کامیونش رفت برای سمیرم و 70 کامیون رفت چادگان و ... . رفتم بودجه بگیرم گفتند شما نیازی به بودجه ندارید. معلوم نبود تا کجا را خریده بود که بخشنامه تولید این فرد بود و بعدها هم به یک فردی گفته بود که من به خاطر سوله اصفهان برای این بخشنامه پول خرج کردم. اینها شدند دشمن و این افتخار من است. و از این مثالها زیاد است. این دشمنیها نتیجهاش شد رد صلاحیت ولی در شورای نگهبان رفتیم و صحبتهایمان را کردیم بلافاصله، توسط شش فقیه شورای نگهبان تائید شدم و این افتخار من است. این بار هم شیطنتها ادامه داشت و من را تهدید کردهاند. نفوذ و قدرت دارند تا حدی که صدای شورای نگهبان هم در آمده بود.
اما واقعیت این است که اگر مدیریت کردید و کسی از شما ناراحت نبود باید به او شک کرد. بالاخره برای یک پست 10 متقاضی وجود دارد. مگر میشود دونفر از پیش قاضی خوشحال بیرون بیایند. چه جور باید حکم داده باشد. نمیشود. خود مقام معظم رهبری دشمن ندارند. آقا هم میتوانستند از این مدیریتهای مصلحت گرایانه و با مماشات داشته باشد. من خودم را با آقا مقایسه نمیکنم. مسیر حق این است. اگر از مسیر حق نرویم فردی که زحمت کشیده است حقش پایمال میشود و فردی که کاری نکرده است هم زیاد از حدش میخورد. البته اشتباه هم داشتهام اما مستندی که من برای آن محکوم شوم وجود ندارد. متأسفانه مدیرها را با دو روش میزنند، یکی مالی و دیگری اخلاقی. مالی قابل حل است و نیاز به مستندات دارد ولی تهمت اخلاقی نمیتوانی دفاع کنی. اتفاقی که خیلی میافتد و خیلیها هم به خاطر آبرویشان سکوت میکنند.

- برنامهای که برای حضور در مجلس دارید چیست؟ اگر وارد مجلس شدید، در چه کمیسیونی میخواهید فعالیت داشته باشید؟
*** من احساس میکنم این تخصص گرایی شیطنت است. جایگاه مجلس قدرت و اختیارات زیادی دارد. آدم باید فکر کند که مجلس چقدر میتواند تأثیر داشته باشد. تو چقدر میتوانی نقش داشته باشی. یک فوق تخصص به درد مجلس میخورد. ما مثلاً 80 نوع تخصص داریم، و 290 نماینده که هر تخصص سه نماینده میتوانیم بفرستیم خوب این ایده آل نیست. در بحثهای تخصصی باید از کارشناسهای موجود استفاده کرد. مجلس تأثیرات ملی و امنیتی دارد. نباید شاخص امنیت، فرهنگ عمومی و هویت جمهوری اسلامی را با این تخصصها قاطی کرد. پس نمایندههای هشیار میخواهیم. نجات کشور را بفهمد، بفهمد در برجام چه کار بکند. بخشی از برجام تخصصی بود، بخش عمده آن هویت نظام جمهوری اسلامی بود.
مگر ما چند طرح و لایحه پزشکی داریم که آنها را هم با حضور کارشناس حل میکنیم. این شجاعت در ذات و بصیرت در تصمیمگیری قابل تزریق نیست. نماینده باید از کلام آقا منافع ملی را تشخیص دهد. بنده جایی گفتم که بعضیها با اشاره آقا فتنه 88 را درک کردند و برخی دیگر قبل از اشاره آقا مطلب را گرفتند. اینها هشیار بودند. فتنه بعضیها را مریض کرد ولی با اولین قرص برگشتند ولی بعضی دیگر کارشان به تزریق و سرم کشید. بعضیها هم هنوز برنگشتهاند. نمایندهاین که با سرم بیدار شود ارزش دارد یا فردی که با اشاره آقا مطلب را میگیرد؟ تصمیمگیری نماینده بر مسائل تخصصی مهم نیست. این یک شیطنت است که مثلاً بگویند مجلسی میخواهیم که 5 روحانی داشته باشد، سه نفر فلان و ... . مگر صنف میخواهید راه بیندازید. همه میدانند احمدینژاد آدم باهوشی بود، اقتصاددان بود؟ ریاضیدان بود؟ پزشک بود؟ مثلاً در پزشکی کار فوقالعادهای کرد که اورژانس رایگان باشد. این از هوشش بود نه از تخصص. مجلس بیشتر به هوشمندی نیاز دارد تا تخصص.
یک لایحهای در مجلس تصویب میشد من گفتم کاش که تصویب نشود فردی از من پرسید مگر حقوق هم بلدی، گفتم نه این تبعات اجتماعی دارد. لایحهای بود که اگر حکم برای تجدیدنظر رفت تحقیقات از ابتدا باشد این یعنی طول دادرسی و فردی که در بازداشت است باید در طول این زمان در زندان باشد. این تبعات اجتماعی دارد. احساس میکنم فرهنگ کشورم در خطر است و دشمن هم از لحاظ فرهنگی در حال ورود است. چرا به عنوان یک پزشک در بنیاد المهدی کار میکنم؟ منم میتوانم مطب بزنم، چرا دغدغهام اینجا است. دغدغه من فرهنگی است. در فرهنگ قبل از پزشکیام کارکردم و میدانم راهحل این است که سربازان خط مقدم جبهه فرهنگی را باید تقویت کنیم. یک انقلاب از بچههای مسجد و مراکز فرهنگی به پا کردیم حفظش هم با همانها است. از همینجا باید کارکرد. دوست دارم در کمیسیون فرهنگی بروم احساس هم میکنم که اینقدر شجاعت داشتهام که فریاد بزنم.
به یکی از بچهها گفتم من هر جا بروم 4 سال بیشتر نمیمانم، اینقدر داد میزنم که همه ردم میکنند. اما چند دوره نمایندههای ما میآیند و میروند و مشکل آب ما حل نشد؟ چرا؟ چون هیچکس انتحاری وارد میدان نشد. یکی نفرشان هیثیت خودش را نگذاشت ولی نمایندگان شهرکرد این کار را کردند. مقابل رییسجمهور و جلوی مردمشان ایستادند و شعار دادند برای آب. بله رأی نمیآورند و فلان و فلان. من معتقدم بیش از 4 سال نباید بمانم و اگر میخواهم کاری انجام دهم در همان 4 سال باید انجام داد. دلیلی ندارد که تا آخر بمانم. باید ریلگذاری کرد تا اگر فرد بعدی هم آمد کارها بهخوبی اداره شود. نه این که پس از رفتنم کار کلاً بپاشد. وزارت بهداشت یکی از اینجاها است که هر که میآید به بنبست میخورد و خودش ریلگذاری را آغاز میکند. هیچوقت درست ریلگذاری نشده است که 50سال دیگر درمان ما بهجایی برسد. باید درست برنامهریزی کنیم تا از روز اول تا آخر را شفاف قابل رصد باشد.
معتقد به این هستم کهابری در آسمان ارزش دارد که باران داشته باشد حتی اگر کوتاه. دیدید یک بعد از ظهر یک ابری میآید یک باران کوتاه میآید و میرود. این ابر بیشتر ارزش دارد یا ابری که شهر را سه روز ابری بکند ولی یک قطره باران نیاید. هویت آب ارزش ندارد؛ بارانش ارزش دارد. نفس نماینده بودن ارزش ندارد خیری که از او واسط میشود ارزشمند است.
یک نماینده مشکلات آب اصفهان را حل کند، باقیاتالصالحات میشود برای همیشه خودش. ولی فقط حرف و جلسه است. نمایندهای که از روز اول به فکر چهار سال آینده خودش باشد به درد مجلس نمیخورد. این فرد همه اهداف و برنامهریزی هایش در این راستا میشود که کسی را ناراحت نکند که چهار سال آینده ریزش رأی نداشته باشد. مایه بگذارید. در استان ما بر هر چیزی هر بلایی که خواستند درآوردند صدای هیچکسی بلند نشد. در حالی که در بعضی استانها نماینده یقه میگیرد. من در هلال احمر شاهد بودم. اگر مجلس را به دو نگاه ببینم مجلس نظام جمهوری اسلامی مثل مجلس اول بنده در حد این هستم که برای آن نمایندگان آن مجلس چایی ببرم. اما اگر در بین آدمهایی که در اصفهان هستند کاندیدا بشوم، در این حدها نیستم، باید پوسترشان را بچسبانم. نه آنهایی که ثبتنام کردهاند، افرادی که خودشان را کنار کشیدهاند و هرگز کاندیدا نمیشوند. اما نسبت به افرادی که کاندیدا شدهاند و در این مجلس هستند بنده خودم را خیلی متفاوت نمیبینم. هم صدایم رساتر است، هم استدلالم قویتر است و هم وقت میگذارم. عادت من این است که یکجا کار میکنم و تماموقتم را میگذارم. یعنی توان حضور در چند جا در یکزمان را ندارم. نماینده باید شجاعت در بیان داشته باشد و از محافظهکاری هم دور باشد. نماینده باید درصحنه حضورداشته باشد. بعضی نمایندهها حضور ندارند، در برجام یک نماینده نمیتوانستی پیدا کنی، اما در آرامش در همهجا بودند. ما قبل از برجام شما را میخواستیم. از هر نمایندهای هم که میپرسی میگوید رأی ندادهام پس چطور این برجام رأی آورده است؟ من خودم اگر اشتباه کردم، عذرخواهی میکنم. مردم میپذیرم. بنده اطلاعیهای در روزنامه وطن امروز دادم، برای برخی کارمندان من سوء تفاهمی ایجاد شد بیانیه دادم و عذرخواهی کردم. اهل پیچاندن هم نیستم.
- مشکلاتی که به نظر شما استان با آنها درگیر است و در مجلس قابل حل و پیگیری است را چه میدانید؟
*** دردی که احساس کردهام این است که نظام اداری ما بیمار است. برخی میگویند دولت را کوچک کنیم، نه باید ساختار اداری کشور را اصلاح کرد. از منابعمان استفاده کنیم. در این زمینه کارکردهام و مثالهای زیادی هم میتوانم بزنم. برای مثال وزارت کشاورزی در کشور را کوچک کردند و چند وزارتخانه را ادغام کردند. در تهران کوچک تست اما در استانها این بدنه بزرگ است؛ مدیرکل آبخیز داری، دام و طیور، جنگل و مراتع و ... هر مدیر کل چقدر هزینه دارد.
مهمتر از آن معضلات فرهنگی است. بودجه فرهنگی زیاد داریم، اما درست خرج نمیشود. پولها در ناکجا آباد خرج میشود. اگر بودجهها درست سازماندهی شود میتواند مشکلات فرهنگی کشورمان را حل کند. اما متفرق میشود و موازی کاری زیادی هم دارد. در پزشکی هم مشکلاتی که در بیمهها داریم و ظلمی که به مردم میشود هم قابلپیگیری است.
برای استان اصفهان هم چیزی که احساس نگرانی ایجاد کرده است، تقابلی است که سر قضیه آب ایجادشده است. ما با دوستی و صمیمیت میتوانیم با استانهای اطرافمان مشکل آب را حل کنیم. مردم یزد و چهارمحال باید از آب برخوردار باشند، مردم اصفهان هم حق استفاده از این آب رادارند. برای این میشود کارکرد.
بحث مدیریتی اصفهان هم هست. ما در اصفهان کم مدیر شایسته نداریم، ولی مدیران استانهای دیگر به اصفهان فرستاده میشوند. ما در اصفهان هم دیگر را تحمل نمیکنیم ولی نسبت به دیگران کوتاه میآییم چون نمیدانیم چه خبر است. ما آدمهای قوی در اصفهان داریم. چرا از آنها استفاده نمیکنیم؟ اصفهان ظرفیت نیروی انسانیاش فوقالعاده است و از بین بردن نیروهایش هم فوقالعاده است. ما که شهردار صادر میکنیم، ولی همان فرد را در بین خودمان نمیتوانیم تحمل کنیم. کمی باید سعه صدر ما بیشتر شود.
-ارزیابی شما از جریان شکل گرفته برای وحدت اصولگرایی چگونه است؟
*** به استادم آیتالله مهدوی حرفی زدم که اینجا هم میگویم؛ به ایشان گفتم وحدت بین شیعه و سنی وحدت نظری نیست، وحدت عملی است. چون در مفاهیم به هم متفاوتیم که در مقابل دشمن اختلافات را کنار بگذاریم. اما در وحدت اصولگراها اگر وحدت نظری پیدا نکنند، وحدت منافقانه میشود. من نگران شکسته شدن وحدتم، چون آثار شکستش در همان ابتدا پیدا شد. وحدت یعنی اگر مسیر حق است از سلایقمان عدول کنیم، اصولمان که یکی است. ما نتوانستیم از سلایقمان عدول کنیم و این وحدت شکننده است. من خودم عضو مجمع اصولگرایی بودم و از همان ابتدا خیلی هم برای این کار دویدم و تلاش کردم، میخواستیم دلها به هم نزدیک شود. الآن جسمها کنار هم نشستهاند ولی هم دیگر را قبول ندارند. مثالش همان چیزی است که در هیئت انتخاب اتفاق افتاد. مگر بچههای نسل جدید ما چه چیزی گفتهاند؟ مگر ناحق گفتند. سراغ هر کس رفتند گفتند حق با شما است ولی کوتاه بیایید. نمیشود، اگر حق است بقیه را متعاقد کنید. بزرگان گفتند بگذارید بگذرد این دوره هم، بنا را چرا کج گذاشتید؟
دوستان ما میگفتند مجمعی منطقی است که بر اساس اصول دور هم جمع شویم، اگر نوابی در این مجمع است به چه دلیل حضور دارد. مگر مثل او در اصفهان نیستند؟ باید بگوییم که چه تواناییها و پشتوانه اجتماعی دارد؟ تشکیلات و حزبی دارد. سلایق را جمع کردند و انتخابات کردند،بعد که این کار اصلاح شد، حاضر نشدند انتخاباتی که اشتباه بوده است را دوباره برگزار و اصلاحش کنند. یعنی این رأی تنظیم شد. یک ایرادی که خیلی قشنگ میشد به این مجمع گرفت این بود که کاندیداها هرکدام سه دقیقه حرف زدند و یک رزومهای هم دادند، اما آیا کسی درستی اینها را بررسی کرد که بر اساس آن همرأی گیری شد. مثلاً در رویش شما مسئول اتاق خبر هستید، عضو شورای سردبیری هستید، خبرنگار هم هستید، اینها که همه یکی است. فردی یک مدرکی در رزومهاش نوشته بود که اصلاً وجود خارجی ندارد. این اشکال فنی است.
قرار بود 10 نفر انتخاب شوند چرا یازده نفر انتخاب شدند، میگویند دو نفر آخر رأیشان مساوی بود، خوب این دو نفر را یا به رأی میگذاشتید یا به قرعه. من خودم یک رأی کم داشتم و دوازدهم شدم. اینها همه دلایل برای رد این کار بود. بعد هم همه به طنز گرفتهاند. دوستان جلسه شنبه، جلسه شبهای جمعه نماینده داشتند. من هم گفتم به خدا چند شب در هفته برنامه داریم یک نمایندهای هم از ما بگیرید. بعد هم مثلاً تشکیلاتی مثل رویش و پایداری دو نماینده، تشکیلاتی هم که اصلاً اسم آن را نمیتوانستیم تکرار کنیم و نشنیده بودیم 2نماینده در این جمع داشت. عدالت رعایت نشد. سو استفادهای از صحبتهای آقا میشود که جنایت است، آن هم لیستی رأی دادند، که فرمایش حضرت آقا بیشتر مربوط به تهران بود که 30 نماینده دارد نه شهری که 5 نماینده دارد. نکته بعد هم این که آقا گفتند عدالت را رعایت کنید. این ظلم به آقا است.
-ارزیابی شما از عملکرد نمایندگان اصفهان در مجلس نهم چیست؟ چه بیست نفر نماینده استان و مجمع نمایندگان و چه پنج نفر شهر اصفهان.
*** هیچکدام از نیازها را نتوانستهاند رفع کنند، علت هم این است که نماینده ملاحظاتی دارد و این که دور بعد میخواهد رأی بیاورد. بعضی ترجیح میدهند مشکلات فردی را حل کنند تا جامعه را. مثلاً فلان نماینده میتواند بگوید که من 200 هزار نفر را مشکلشان را حل کردم. نماینده باید هم مشکلات جامعه را حل کند و هم مشکلات افراد را ولی نباید اولی فدای دومی شود. نباید اینقدر فردگرا شویم که مشکلات کلان بماند. امیرالمؤمنین در حکومتش بر اساس عدالت حکم میکرد، اما خودش هم شبانه در خانه مردم میرفت و کمک میکرد. هم فرد را میدید و هم جامعه را، اما هیچکدام را فدای دیگری نمیکرد. این هنر نماینده است که هم در دل مردم باشد و هم مشکلات جامعه را حل کند. برای من نوشته بود که داروی ایشان را رایگان بدهید چون نسخه گرانی داشت. بعد تحقیق کردیم دیدیم این فرد سفارش شده یک خانه سه طبقه دارد. این نامهها جنایت است. جنایت دیگری که من دیدم این که مشکل فردی را کی میخواهند حل بکنند ابتدا به تهران ارجاع میدهند و فرد را از صدر به اصفهان میرسانند تا کارشان بزرگ جلوه کند. یا این که کار درست را انجام دهید. یکی از نمایندگان اصفهان به من نامه نوشت به او پاسخ دادم اگر میخواهی این مشکل حل شود فلان لایحه را ارائه دهید گفت خیلی خوب است و پیگیری میکنم، نمیدانم که دیگر چه شد. برخی نمایندهها شایسته نمایندگی نداشتهاند اما برای مثال مجمع نمایندگان در انتخاب استاندار 50 درصد موفق عمل کرد چون گزینههایی بدتری روی میز بود. ولی با توجه به این که 19 نفرند میتوانستند یکپارچه باشند و سر وزرا با رییسجمهور معامله کنند. 19 رأی خیلی مهم است. شما رأی که دادید معاملهاش را هم میکردید. مجمع نمایندگان قدرتمندانه عمل نکرد.

-تحلیل و موضع شما در رابطه با استیضاح شهردار اصولگرا توسط شورای شهری که اکثریت آن را اصولگرایان تشکیل میدادند چیست؟
***افرادی که استیضاح کردند حرف برای گفتن داشتهاند، ولی آنطرف سماجت کردند. شخصیت آقای سقاییان هم شخصیتی کشوری است، نباید شکسته میشد. اما در پشت پرده کسانی سماجت کردند که کار را خراب کردند. میشد با یک تدبیر این کر را حل کرد. من ایراد به هر دو گروه دارم. هم منتقد آقای دکتر سقاییان هستم، با خودشان هم حرف زدم چون با هم رفیقیم. هم با آقای امینی که از دوستان 20-30 ساله ماست. گفتم شما که آقای سقاییان را قبول نداشتید از اول چرا انتخابش کردید؟ رو دست خوردید. چون ایراداتی که به آقای سقاییان نژاد میگیرند مربوط به الآن که نیست. پشتوانه 10 ساله مدیریتی داشته است. شما که این را میدانستید چرا این انتخاب را کردید. همین انتخابی که الآن انجام دادید شقالقمر که نبود، از بین همین معاونین آقای سقاییان بود. دوستان منسجم عمل نکردند، میشد باشخصیت آقای سقاییان نژاد بازی نکرد و اصولگراها را در مقابل هم قرار نداد. ما در جلسه مجمع اسم بردیم از این اعضای شورای شهر گفتند نه اینها اصولگرا نیستند. هنوز جای آقای امینی در مجمع اصولگرایان نیست. آقای امینی نقش بالاتری دارد یا آقای Xجلسات چندشنبه؟ هر دو اشتباه کردند. ما میتوانستیم کدخدا منشانه کار را حل کنم. البته ایراد اول این است که چرا دوستان به چیزی که یقین پیدا کردند عمل نکردند. افرادی که دفعه اول به آقای سقاییان نژاد رأی دادند و دفعه دوم دلیل رأی ندادنشان به ایشان 10 سال قبل بود 2 سال به شهر اصفهان ظلم کردند. بهتر بود شهرداری عوض میشد ولی باتدبیر.
- عملکرد استانداری اصفهان در دولت تدبیر و امید را چطور ارزیابی میکنید؟
*** من اصلاً با کلمه اولش مشکلدارم، کدام عملکرد؟ ولی درباره حضورشان میتوانند بگویم که خوب است. صرف استاندار و استانداری کاری نمیکند. برآیند زحمات است که مشکلات را حل میکند. البته ایشان انسان باتدبیری است، اما محتاط هم هست. شاید آرامشی ایجاد کنند ولی این که حرکتی رو به جلو اتفاق بیفتد، هنوز ندیدهام. نمونهاش این که ایشان سالها از اصفهان دور بوده است و معاون سیاسیاش را هم تغییر داده است. نشان میدهد که ایشان به اصفهان مسلط نبود و زود هم مسلط نشد. آقای بختیاری اصفهانی نبود، ولی سریع مسلط بر اوضاع شد ولی ایشان هنوز مسلط نشدهاند. من یک ایراد بزرگ دارم که چرا این افراد خانوادههایشان را به اصفهان نمیآورند. که 24 ساعتشان برای اصفهان باشد. هم به خانوادههایشان ظلم میکنند و هم به اصفهان. رفتوآمد و پرواز یعنی جه؟ من خودم در طول مسئولیتهایم 2-3 بار زندگیام را به تهران بردهام. در رابطه با کاندیداها هم باید گفت این افرادی که در تهران هستند و مشغول به فعالیتاند و هر 4 سال میآیند اصفهان و کاندیدا میشوند چه استدلالی برای خودشان دارند؟ مثل این است که من نماینده اصفهان باشم در شورای شهر اهواز هم کاندیدا شوم. شما اگر به اصفهان علاقهمندید بیایید اینجا کارکنید ولو این که کاندیدا هم نشوید! من وقتیکه از هلال احمر کنار گذاشته شدم، پست خوبی پیشنهاد شد. همانطور که میدانید در تهران پستهای مدیر کلی خوبی داریم که هم حقوق خوب دارد و هم این که کاری هم نمیتوانی بکنی و قدرت زیادی ندارد. از اینها به من پیشنهاد دادند. یک جمله گفتم که تا ساعت دو بعدازظهر سر این کار باشم، ولی از 2 به بعد که در اصفهان هزار کار میتوانم بکنم تعطیل میشود. من سؤال دارم که این دوستان چرا در شهرشان کار نمیکنند. چرا کف شهر را فدا میکنیم. باید بهش زنگ بزنند که هوای اصفهان آلوده است یا این که اینجا این هوا را در ریه هایش حس کند تا کاری برای آن انجام دهد؟ ما نمایندهای میخواهیم که دود شهر اصفهان در چشم و ریه اش برود... نه خبرش.
_ نظر شما درباره دولت یازدهم چیست؟ آیا فعالیتهایی که در بحث سیاست خارجی و بحث اقتصادی داشته، موفق بوده یا موفق نبوده است؟
***در سیاست خارجی انقلابی بودنی که مد نظر آقا است را ندیدم. من خودم رفتم غزه پس انسان جسوری هستم. پس به ملاحظات فکر نمیکنم. ما که قدرتمان در اسلحه نیست، قدرتما در جسارت و جسارت پروری مان است. ما وقتی میتوانیم مردم یمن را انقلابی بار بیاوریم؛ قدرتمندیم، حماس و حزب الله را درست پرورش دهیم قدرتمندیم. اما اگر بخواهیم دیپلماتیک وارد عرصه شویم هیچ قدرتی در کار نداریم. اما نه این که برای انقلابی عمل کردن با مشت همه را بزنیم. با حساب کتاب کار کنیم. تنش آفرین و دشمن تراش نباید باشیم. من مذاکره با آمریکا ولو برای برجام را هم دوست نداشتم. اصلاً دست دادن وزیر خارجه ما با وزیر خارجه آمریکا عوارض سنگینی دارد. میشد برجام را پیش برد و این جلسات و قدم زدن ها را انجام نمی داد. من به دنبال جسارت انقلابی در سیاست خارجه هستم اما جسارت به معنای ایجاد تنش نیست. یکی از مسئولین در یک سخنرانی گفته بود که ما 300 هزار بسیجی در امارات داریم؛ امرات هم هر چه جوان ایرانی بود را اخراج کرد. حرف را باید درست زد. و الآن چند سال است اقامت به ایرانی ها نمیدهند. من معتقد به این هستم که باید انقلابی باشیم ولی باتدبیر.
یک کار قشنگی این دلت کرده است که خیلی قشنگ است، نمیدانم چرا به ذهن بقیه خطور نکرده است. درب اتوبان را بسته است و میگویند الحمدلله تصادف نمیشود! میگویند در بازار فردی موفق است که قدرت ریسک داشته باشد. اقتصاد دوستان خیلی با احتیاط است و شکست این اقتصاد قطعی است. بگذارید این بازار بگردد ولو با تورم. نه این که بازار نگردد و تورم هم کم باشد. در اقتصاد معتقدم که آخر اقتصاد احمدینژاد یک ایرادی داشت و آن هم این که دیر کار اقتصادی اش شروع کرد. اگر اول دولت خودش طرح ها را اجرا کرده بود تا پایان دولت خودش می توانست نظمی به اقتصاد بدهد. آن دوره تفکر اقتصادی دیگری داشت که در این دولت دور آن دیوار کشیدند. حالا مردم یک بار هزینه داده اند و نتیجه ای هم نگرفتهاند. آزاد شدن یارانه یک گام بزرگ اقتصادی است، مردم تحت فشار قرار میگیرند ولی آینده روشنی دارد. مردم فشار را تحمل کردند، اما تا آمد آینده روشن شود دیوار را دور آن کشیدند. سوخت را مدیریت کردند؛ مردم سختی اش را تحمل کردند؛ کار به هم ریخت. هم اون اقتصاد اگر فرصت داشت میتوانست خودش را به نتیجه برساند هم این طرف. میدانید چه اتفاقی در اقتصاد ما افتاد. مثالی بزنم، من یک مغازه بزرگ میخرم و آن را پر از جنس میکنم و می دهم به یک فرد دیگری. او که بر سر کار میآید نمی داند که فلان جنس را برای چه خریده ام و ... الآن هم آن که یارانه ها را برایش تدبیر کرد باید کار را ادامه دهد. الآن یارانه ها برمی گردد، سوبسید میدهند و همه چیز برگشت سز جایش. فقط مردم یک هزینه ای دادند. این اقتصاد که تقابل اقتصاد با آقای احمدینژاد است به خاطر این که ما خوبیم و او بد است ارزشی ندارد. وقتی چهار وزیر به رییسجمهور نامه نوشتند مشخص میشود که باتدبیر نیست دیگر. به نظر من تورم چهل درصدی نگرانی داشت اگر با مدیریت یارانه ای آن دوران ادامه پیدا میکرد و میشد آهسته به یکجایگاه منطقی برسد. صرف تورم زدایی اقتصاد نیست.
_ مجلس نهم را چطور ارزیابی میکنید؟ همچنین نظر شما درباره عملکرد رییس مجلس چیست؟
*** باید مقایسه کرد ولی بی انصافی است اگر در یک کلمه بخواهم بگویم بد است و خوب است. جاهایی خوب عمل کردند و جاهایی هم ضعیف بودند. جاهایی میتوانستند بهتر عمل کنند و دست آقا را بازتر بگذارند که آقا مجبور نشود خودش وارد میدان شود مثل برجام. اصرار داشتند وزیر علوم این طور شود ولی به برخی از وزرا راحت رأی دادند.
مدیریت آقای لاریجانی دو نوع بود. یکی مدیریت مجلس، دیگری مدیریت نمایندهها. در مدیریت مجلس مدیر خوبی بود، یکی دیگر مدیریت نمایندهها بود که بد بود. مثلاً در برجام نمایندهها را مدیریت کرد نه مجلس، اگر مجلس را مدیریت میکرد بهتر نتیجه می گرفت. این هم ضعف نمایندههاست که زود مدیریت میشوند. چند جا هم نمایندهها را مدیریت کرد.
-حضور آقای احمدینژاد در قدرت را چطور ارزیابی میکنید. فکر میکنید امکان بازگشت ایشان به صحنه سیاسی کشور هست؟
*** من جسارتش را دوست داشتم، تواندمندی و وقت گذاری خوبی داشت. اما خودزنی هم داشت. یک جمله ای گفته ام که آقای احمدینژاد حقی بود که اشتباه داشت، بعضی دولت ها باطلی هستند که کار خوب هم میکنند.
در رابطه با بازگشتشان به قدرت اجازه بدهید مسیر مملکت حرکت رو به جلو داشته باشد، برگشت به عقب نداشته باشیم. چون آقای احمدینژاد یکی از صفاتی که داشت لجبازی بود، اگر برگشت دوباره می ریزد به هم که مسیر خودش ر ادامه بدهد. و این آسیب زا است. نه اینکه ایشان بد باشند و شاید اگر ریاست جمهوریشان ادامه می یافت بهتر هم میشد. ولی چون فاصله افتاده است و اقتصاد و سیاست خارجه و ... عوض شده است و دوباره ایشان میخواهد بازگشت به ریل اولیه داشته باشد، پس بازگشتشان آسیب زا خواهد بود. یک نفر باید بیاید فکر احمدینژاد را داشته باشد ولی آن دغدغه و آسیب هایی که حضور ایشان تحمیل میکند را نداشته باشد تا مسیر را اصلاح کند.
- در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 به چه کسی رأی دادید؟
***به آقای قالیباف رأی دادم و جزء ستاد هم بودم. من یک کارنامه درآوردم ومعدل هم برایم مهم بود. برای مثال یکی از کاندیداها نمرات 20 داشت ولی تک هم داشت، آقای قالیباف معدل بالایی برای من داشت و این معدل به درد کشور ما میخورد. چون خوب می توانست کار بکند، اجرایی بود، سابقه خوبی در نیروی انتظامی و شهرداری داشت. اطاعت خوبی از امامش داشته است. کار غلط هم داشت ولی معدل بالایی داشت. اگر آقای احمدینژاد 7-8 سال در شهرداری بود خودش اشتباهات خودش را اصلاح میکرد. انسآنها اگر در یک اشل کوچک کار کنند اشتباهاتشان را خودشان می فهمند و اصلاح میکنند. ولی احمدینژاد در اشل بزرگ اشتباه کرد. قالیباف در نیروی انتظامی اشتباهات خودش را درست کرد. برای آقای جلیلی هم نگران همین موضوع بودم که خیلی چیزها را می خواست در ریاست جمهوری تجربه کند و این خطرناک است. به همین خاطر آقای قالیباف را انتخاب کردم و پشیمان هم نیستم.
- رأی آوری آقای روحانی را چطور ارزیابی میکنید:
***روحانی ماحصل رفتار تند آقای احمدینژاد بود. همچنانی که احمدینژاد ماحصل برخورد آقای خاتمی است. نکته دیگر این که دعوای اصولگراها تأثیری گذاشت بر بدنه اجتماع که از اینها حوصله شان سر رفت و خسته شدند. اگر اصولگراها به وحدت می رسیدند، رأی آقای روحانی اینقدر نمیشد.
- صحبت پایانی:
*** مطالبی که مطرح میشود انشاالله روشنگر باشد که مردم شناخته شده رأی دهند، و بدانند به چه کسی رأی میدهند. جای تشکر دارد. همینجا هم از افرادی که کامنت می گذارند و نقد میکنند تشکر میکنم و نقدهایشان را می خوانم و پاسخ خواهم داد. نقدها را دشمنی نمیدانم. من با نقد صادقانه انصراف بدهم برایم قابل احترام است. دویت دارم انسآنهای خوشفکر نظراتشان را برایم بگویند.
اخبار مرتبط:
- - , .
برچسب:
نویسنده: دانلودی