خرید بک لینک

سرويس سياسي رویش نیوز-يادداشت ميهمان: مسعود كوهيان: روز به روز به انتخابات مجلس و خبرگان نزدیک تر میشویم و اصولگرایان و اصلاح طلبان چنگ و دندان بیشتری به یکدیگر نشان میدهند.

اصولگرایان دلخوش به رد صلاحیتها هستند و اصلاح طلبان مغرور از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری92.

در این میان چند اشتباه بزرگ اصلاح طلبان در پیشبینی نتایج را باید در نظر داشت:

1) اصلاح طلبان رئیس جمهور روحانی را اصلاح طلب میدانند، برای همین هم سنگ او را بر سینه میزنند و سعی میکنند زیر عبای او جمع شوند. حسن روحانی هیچگاه اصلاح طلب نبوده و نیست. روحانی همواره وابسته به جریان راست سنتی و از جمله جامعه روحانیت مبارز تهران بوده است. در همه دوره های مجلس نیز در لیست اصولگرایان حضور داشته است. به دلیل اعمال و رفتار احمدینژاد در دوران 8ساله قدرت و نادانی اصولگرایان در حمایتهای بیحد و حصر از او، بزرگان اصولگرایی مانند ناطق نوری، حسن روحانی، مرحوم عسگر اولادی، حجت الاسلام ابوترابی فرد و حتی علی لاریجانی به اصلاح طلبان معتدل مایل میشوند و افرادی هیچ سابقه روشن و قابل دفاعی در اصولگرایی ندارند، مانند نزدیکان و وابستگان به احمدینژاد میخواهند پرچم اصولگرایی را به دوش بکشند. با این حال باید گفت رئیس جمهور روحانی را نمیتوان جزء جریان اصلاح طلبی قلمداد کرد و لزوما مردم به خاطر علاقه به رئیس جمهور محترم به لیست اصلاح طلبان رأی نخواهند داد.

2) اصولگرایان و البته طرفداران احمدینژاد (که بزرگترین خطر برای پایگاه اجتماعی اصولگرایان هستند) همواره آرای سنتی خود را دارند و در هر حالتی میتوانند طرفداران خود را پای صندوقهای رأی بیاورند و مطمئن باشند که نام اصولگرایان را در برگه رأی خود خواهند نوشت. اما اصلاح طلبان پایگاه اجتماعی متزلزلی دارند. رأی دهندگانی که ممکن است رأی بدهند، شاید هم روز انتخابات در سفر یا مهمانی یا ... باشند و همت نکنند به صدوق های رأی گیری مراجعه کنند. از این رو اصلاح طلبان آرای قابل اطمینانی ندارند و حتی روی یک اقلیت تأثیرگذار هم نمیتوانند حساب باز کنند.

3) به عنوان کسی که به مهندس موسوی رآی داده میگویم، بزرگترین اشتباه اصلاح طلبان کوفتن بر طبل تقلب در انتخابات88 بود. شاید بتوانم گفته سعید حجاریان مبنی بر تدلیس در انتخابات88 را بپذیرم، اما تقلب را هرگز باور نمیکنم. اصلاح طلبان (طیف تندرو) با پیش کشیدن بحث تقلب در انتخابات سرمایه اجتماعی خود را که میتوانست با اختلاف قابل ملاحظهای برایشان کسب رأی بکند را از دست دادند، طرفدارانی که وقتی میبینند رهبران جناح سیاسی مورد علاقه شان معتقد به تقلب در انتخابات هستند، دیگر علاقهای به رأی دادن نخواهند داشت و وقتی کسانی که شاید به اصلاح طلبان را انتخاب کنند پای صندوق ها نیایند نتیجه معلوم است.

4) از آنجا که شورای نگهبان پیش از این بیشتر چهرههای معروف اصلاح طلب را رد صلاحیت کرده است (مي میکند)، اصلاح طلبان میکوشند با گمنامها به میدان بیایند. گمنامها نیز جذابیتی برای مردم نخواهند داشت و باز دست اصلاح طلبان خالی است.

5) شبکه اجتماعی اصلاح طلبان بسیار ضعیف و بی کیفیت است. اصلاح طلبان فکر میکنند مردم ایران همگی عضو شبکههای اجتماعی هستند، یا همه مردم هر روز روزنامههای اصلاحطلب را مطالعه میکنند و سایتهای اصلاح طلبان را مرور میکنند. در صورتی که ارتباط اصولگرایان با بدنه طرفدار خود بسیار عمیقتر و محکمتر است. مساجد، جلسات مراکز مذهبی، هیئت های ماهیانه و ... همگی باعث داشتن یک ارتباط قوی است. از این رو اصلاح طلبان در ارتباط با طرفداران خود مشکلات زیادی دارند و نمیتوانند خواستهها و برنامههای خود را به گوش طرفداران نه چندان پر و پا قرص خود برسانند.

6) حرفهای اصلاح طلبان برای مردم قابل فهم نیست. اصلاح طلبان فکر میکنند همه مردم دانشگاه رفته اند، همه دانشگاه رفته ها از برنامه ریزی و کار علمی سردر میآورند و همه مردم گوششان بدهکار حرفهایی مثل آزادی بیان، برابری زن و مرد و ... است. هنوز که هنوز است کسانی که شناسنامه خود را برمیدارند و پای صندوقها میروند به حرفهای ارزشی علاقه دارند، حتی اگر کسی بعدا از ارزشها سوء استفاده کند، باز از اهمیت ارزشها، خون شهدا، حفظ میهن و حفظ شخصیت اسلامی کشور کم نمیشود. مفاهیمی که اصلاح طلبان حداقل در گفتار و سخنرانیها با آن بیگانه هستند.

- - , .

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 27 دی 1394 ساعت: 14:59

صفحه بندی